تبليغاتX
دوستی -
افسوس من مرده ام
و شب هنوزهم
گویی ادامه ی همان شب بیهوده ست
آیا شما که صورتتان را
در سایه ی نقاب غم انگیز زندگی
مخفی نموده اید
گاهی به این حقیقت یأس آور
اندیشه می کنید
که زنده های امروزی
چیزی به جز،
 تفاله ی یک زنده نیستند.
********
ای مرگ از آن لبان خاموشت،یک بوسه جاودانه می خواهم
 ********
تنهایی سیمای آدمی را زیبا و تابناک می سازد.
*********
آسمان را فراموش کرده ایم،به همین دلیل،
کاری جز دریدن یکدیگر برای مان باقی نمانده است.
ما به حال خود رها شده ایم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 16:16  توسط مصطفی |