![]() |
![]() |
|
|
افسوس من مرده ام
و شب هنوزهم گویی ادامه ی همان شب بیهوده ست آیا شما که صورتتان را در سایه ی نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه می کنید که زنده های امروزی چیزی به جز، تفاله ی یک زنده نیستند. ******** ای مرگ از آن لبان خاموشت،یک بوسه جاودانه می خواهم ******** تنهایی سیمای آدمی را زیبا و تابناک می سازد. ********* آسمان را فراموش کرده ایم،به همین دلیل، کاری جز دریدن یکدیگر برای مان باقی نمانده است. ما به حال خود رها شده ایم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 16:16 توسط مصطفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|